لغت نامه دهخدا
حسین تاراج. [ ح ُ س ِ ن ِ ] ( اِخ ) اصفهانی. شاعر دوره قاجار. دیوان شعر وی ده هزار بیت است. ( ذریعه ج 9 ص 165 ).
حسین تاراج. [ ح ُ س ِ ن ِ ] ( اِخ ) اصفهانی. شاعر دوره قاجار. دیوان شعر وی ده هزار بیت است. ( ذریعه ج 9 ص 165 ).
اصفهانی شاعر دوره قاجار دیوان شعر وی ده هزار بیت است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهمیت سیستان تا بدان جاست که نابودی آن برابر با نابودی رستم و تمام افتخارات است. در گفتگوهای رستم با اسفندیار یکی از دغدغههای رستم آن است که پس از مرگش دیگر سیستان حامی ندارد و نگران تاراج است.
💡 کشور جان را که ایمن بود از تاراج غم عاقبت چشم بلا جویش به مکر و فن گرفت
💡 از عام دین و دل برد وز خاص زهد و معرفت گسترده دامی خط او تاراج خاص و عام را
💡 پس هر كس اين روزه را روزه بدارد و خداى تعالى را بخواند خداى تعالى او را اجابت كندچنان كه زكريا را. آن گاه گفت: اى پسر شبيب محرم آن ماه است كه مردم جاهليت در گذشتهحرمت آن ماه را نگاه مى داشتند، اما اين امت نه حرمت ماه را شناختند و نه حرمت پيغمبر خود را. ودر اين ماه ذريه او را كشتند، و زنان او را اسير كردند، و اثاث او را به تاراج بردند،خداوند هرگز آنان را نيامرزد.
💡 غزنویان پس از درآمدن به ری، مجدالدوله را برداشتند، و شهر را به کلی دستخوش چپاول و تاراج نمودند. محمود پس از بازداشت مجدالدوله، از پیرامون جرجان به ری شد و گنجینههای بویه را که در ری دربردارنده میلیونها دینار دارایی، چیزهای گرانبها و گوهرافزارها میشد، به چنگ درآورد.
💡 بینوایی میکشد بلبل ز تاراج خزان از چراغ محفل ای پروانه یک گل قرض کن