حسن کدخدا

لغت نامه دهخدا

حسن کدخدا. [ ح َ س َ ک َ خ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درونگر بخش نوخندان شهرستان دره گز. در بیست هزارگزی شمال باختری نوخندان. کوهستانی، معتدل. سکنه آن 78 تن شیعه. زبان، ترکی و کردی و فارسی. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات، سیب زمینی، ذرت. شغل اهالی زراعت. راه فرعی به شوسه دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان درونگر بخش نوخندان شهرستان دره گز

جمله سازی با حسن کدخدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرانمایه شاه جهان کدخدای به کرسی زرین ورا کرد جای

💡 بیامد یکی نامور کدخدای فرستاده را داد شایسته‌جای

💡 هم کمر سست گشت، هم زانو کدخدا منفعل ز کدبانو

💡 همه پیش شاه جهان کدخدای بیاورد و کردند یک سر بپای

💡 پس به‌فروشنده‌، جهان کدخدای گفت که فرزند چه دادت خدای

💡 نه مرده بود بی گمان کدخدای چو فرزند شایسته ماند بجای

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز