حسن قوال

لغت نامه دهخدا

حسن قوال. [ ح َ س َ ن ِ ق َوْ وا ] ( اِخ ) خواننده ای بود در دربار معین الدین پروانه حاکم روم که او را بدرخواست فخرالدین عراقی نزد او فرستاد و فخر غزلها درباره او گفته است که یکی از آنها چنین آغاز شود:
ساز طرب عشق که داند که چه سازد
کز زخمه او نه فلک اندر تک و تاز است.

فرهنگ فارسی

خواننده بود در دربار معین الدین پروانه حاکم روم که او را بدرخواست فخرالدین عراقی نزد او فرستاد

جمله سازی با حسن قوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو کوجا من کوجا ((تو کجایی؟ من کجا هستم؟) قوالی است. این قوالی توسط نصرت فتحعلی خان ارائه شده‌است. این قوالی توسط نصرت فتحعلی خان سروده شده و مظفر ورسی نوشته‌است.

💡 مجلست را، زهره قوال و مگس رانت زحل آبدارت ابر نیسان و خواصت آفتاب

💡 خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو نی بلبل قوالی درمانده در این قالک

💡 خلاصة الا قوال، علاّ مه حلّى، مطبعه حيدريه - نجف اشرف 1380 ه‍. ق، 1961 م.

💡 کفن را اندراندازد قوال‌انداز مستانه از آن پس مردگان یک یک برون آیند هم در حین

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز