لغت نامه دهخدا
( حسن الطیمة ) حسن الطیمة. [ ح َ س َ نُطْ طَ م َ ] ( ع ص مرکب ) حسن السیرة فی الاکل.
( حسن الطیمة ) حسن الطیمة. [ ح َ س َ نُطْ طَ م َ ] ( ع ص مرکب ) حسن السیرة فی الاکل.
حسن السیره فی الاکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میان حسن تو و حسن یوسف مصری تفاوتی است که در خانگی و بازاری است
💡 کارگاه حسن تحقیق از تکلف ساده است بیشتر بینقش می بافند دیبای پری
💡 از تیر عشق اهل زمین پر برآورند آرد چو غمزهات به کشاکش کمان حسن
💡 چون به ازل حسن دوست، خون ملاحت کشید در دهن زخم ما، عشق نمکدان شکست
💡 در مقامی که کند دلبر ما جلوه گری شیوه حسن و ملاحت ز جبینش پیداست
💡 کمال حسن طبیعت همین بود که مرا ورای دیدن آن روی نیست رای دگر