حزنی عراقی
لغت نامه دهخدا
حزنی عراقی. [ ح ُ ی ِ ع َ ] ( اِخ ) از شعرای فارسی زبان هند است در طبقات اکبری گوید: از اراک ( عراق ) به هند آمد و شعر وی را بتخلص حزنی آورده است. و در آتشکده تخلص اورا حزینی دانسته گوید تاجر بود. و حزنی صحیح است و در روضةالصفا نیز چنین آمده است. ( ذریعه ج 9 ص 234 ).
جمله سازی با حزنی عراقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی کشد عراقی مسکین جفای تو؟ بگذشت چون جفای تو، این نیز بگذرد
💡 ستار سعد خواننده عراقی است. او در سال ۲۰۱۴ عنوان د ویس را از آن خود کرد.
💡 چون محو گشتم از خود همراه من عراقی بر آشیان وحدت بیبال و پر پریدم
💡 زبان اشاره عراقی زبان اشارهای است که توسط ناشنوایان و کم شنوایان در عراق استفاده میشود.
💡 در ده قدح باده که با زخم فراقی مرهم نشود دل مگر از رطل عراقی
💡 باشگاه فوتبال صلاحالدین (به عربی: نادي صلاح الدين) یک باشگاه فوتبال عراقی در شهر تکریک استان صلاحالدین میباشد.