حزم النمیره
لغت نامه دهخدا
( حزم النمیرة ) حزم النمیرة. [ ح َ م ُن ْ ن ُ م َ رَ ] ( اِخ ) تصغیر نمرة و نمرة برد یمانی باشد. اصمعی گوید: حزم النمیرة نزدیک ضریة ابیض و در آنجا آبی است که آنرا نمیرة خوانند. در موضع دیگر گوید: حزم النمیرة قریه ای است که عمروبن کلاب و باهلة را بوده. ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
تصغیر نمره و نمره برد یمانی باشد
جمله سازی با حزم النمیره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 316- تاريخ پيامبر اسلام، ص 504 بهنقل از ابن اسحاق و ابن اثير و ابن حزم.
💡 11 - از حضرت درباره حزم و دورانديشى پرسش كردند، ايشان پاسخ داد:
💡 سایهٔ عدل تو واصل به وجود و به عدم منهی حزم تو آگه ز کثیر و ز قلیل
💡 به رزم و بزم قضا کوشش و قدر بخشش به عزم و حزم هوا جنبش و زمین آرام
💡 جایی که شد به کینه و جایی که شد به مهر از وهم و حزم خویش سلاح و سپاه کرد