لغت نامه دهخدا
حریق املس. [ ح ُ رَ ق ِ اَ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بلغت اندلس حلبوب. حربوب. جلبوب. خصی هرمس. عصی هرمس. فقشة. لینوزوزطیس.
حریق املس. [ ح ُ رَ ق ِ اَ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بلغت اندلس حلبوب. حربوب. جلبوب. خصی هرمس. عصی هرمس. فقشة. لینوزوزطیس.
بلغت اندلس حلبوب حربوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۷۸. صبر و تأنی در همه کاری پسندیده باشد مگر در صدماتی که اگر تأخیری افتد تدارک آن فوت شود همچون گرفتن غریق و کشتن حریق.
💡 او کنسرتهای متعددی را به مناسبتهای مختلف از جمله میلاد علی بن ابیطالب، کنسرتهای خیریه به نفع حریق زدگان آمل، ترمیم خرابیهای بازار تهران و … برگزار نمود.
💡 سینما اُدِئون از سینماهای تهران بود. این سینما در سال ۱۳۴۰ با نمایش فیلم کازینو دوپاری افتتاح شد. این سینما که در خیابان سعدی، نرسیده به چهارراه مخبرالدوله واقع شده بود در سال ۱۳۷۱ تعطیل شد. در سال ۱۳۸۷ ساختمان این سینما طعمه حریق شد.