لغت نامه دهخدا
( حریف آزاری ) حریف آزاری. [ ح َ ] ( حامص مرکب ) چگونگی و عمل حریف آزار.
( حریف آزاری ) حریف آزاری. [ ح َ ] ( حامص مرکب ) چگونگی و عمل حریف آزار.
( حریف آزاری ) چگونگی و عمل حریف آزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمن را یافت در والا حصاری ببسته لاله زاری در ازاری
💡 از چرم ددان بدستواری بر ناف کشیده چون ازاری
💡 گرفتهستند اکنون از من آزار چو از پرهیز بر بستم ازاری
💡 ارزد برت ای کون همه خوبان دیده این شخص به دراعه و این کون به ازاری