حرکت کمانی
مترادفها
حرکت کمانهای
متضادها
حرکت مستقیم
لغت نامه دهخدا
حرکت کمانی. [ ح َ رَ ک َ ت ِ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کمانه کردن. حرکت قوسی.
جمله سازی با حرکت کمانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اعضای این زیرخانواده منقارهای کمانی نیرومندی برای دریدن گوشت دارند، و پا و پنجه آنها نیز قدرتمند است. بینایی آنها نیز بسیار تیز و دقیق است که به آنها امکان میدهد شکار را از فواصل دور شناسایی کنند.
💡 آن آب که در چشمه همی برد کمانی در چشم همی بیند از آن آب بهخروار
💡 رنگینکمانها میتوانند دایره کامل باشند. اما بیننده معمولاً کمانی را میبیند که توسط قطرههای درخشان، در بالای زمین و در امتداد خطی از خورشید تا چشم بیننده تشکیل شده است.
💡 منم آن صید که تا چشم فکندم به بتان هر طرف دست و کمانی ز کمین گشت بلند
💡 ۶-کمونه چوبی کمانی است به عرض ۵ سانتیمتر و طول یک متر که در دو سر آن شیارهایی وجود دارد. کمونه را در پشت "پش بند" قرار داده؛ یک سر آن را با طناب به "شمشهٔ بالاً و سر دیگرش را به "شمشهٔ پایین" میبندند.
💡 در شکار صید معنیهای وحشترام من گه خدنگ از غمزه که ابرو کمانی میکند؟!