حره ٔ سلیم

لغت نامه دهخدا

حره سلیم. [ ح َرْ رَ ی ِ س ُ ل َ ] ( اِخ ) موضعی بدو جانب اعلای نجد. ( معجم البلدان ). و آنرا ام صبار نیز نامند. و در این جا حجرالرشح ( ن ل: حجرالدهنج ) یافت شود و آن سنگی است که خوی گونه ای از وی تراود. رجوع به حره بنی سلیم شود.

فرهنگ فارسی

موضعی بدو جانب اعلای نجد و آنرا ام صبار نیز نامند

جمله سازی با حره ٔ سلیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگویدت کسی احوال من، کجا رفت آن که بی‌بضاعتی مور، با سلیمان گفت؟!

💡 سلیم مرچانت زاده ۳ مارس ۱۹۷۴ و سلیمان مرچانت زاده ۲۱ دسامبر ۱۹۷۰ هستند.

💡 وصف متاع خویش مکن هر نفس سلیم خاموش باش، طبع خریدار نازک است

💡 میلاد سلیمان فلاح (۲۴ شهریور ۱۳۶۵) یک بازیکن فوتبال اهل ایران است.

💡 از تاب عشق تا سر من گرم شد سلیم چون شمع، کار من همه سوز و گداز شد

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز