حره ٔ راهط
لغت نامه دهخدا
حره راهط. [ ح َرْ رَ ی ِ هَِ ] ( اِخ ) زمینی است بنوقریض یا فزاره را.
فرهنگ فارسی
زمینی است بنو قریض یا فزاره را
جمله سازی با حره ٔ راهط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشراف قبیله بهرهبری ابن بحدل (حاکم اموی فلسطین و از قبیله بنو کلب) مروان را به عنوان خلیفه برگزیدند و در اوت همان سال با یکدیگر قبیلههای قیسِ طرفدارِ آل زبیر را در نبرد مرج راهط شکست دادند.
💡 تعصب یمنی بر قیسی در جنگ مرج راهط پیروز شد و دارای آثار خطرناکی در تجدید دشمنی سنتی میان دو طرف متعصب و شعلهور شدن آتش آشوب در دیگر نقاط جهان اسلام بود و در نتیجه میان یمنیها و قیسیها در مناطق متعددی از حکومت اسلامی جنگ درگرفت.
💡 سپس یارانش را سازماندهی نمود و برای رویارویی با اجتماع قیسیها به مرج راهط رفت.