حرف مطبق

لغت نامه دهخدا

حرف مطبق. [ ح َ ف ِ م ُ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در مقابل حرف منفتح. و آنها چهار حرفند: ص. ض. ط. ظ. که هنگام تلفظ آنها حنک ( کام ) زبان را مانند طبقی در خودفراگیرد. سیبویه گفته است: اگر اطباق در «ص » نباشد «س » خواهد بود و اگر در «ظ» نباشد «ذ» خواهد بود و اگر در «ط» نباشد «د» خواهد بود و اصولاً «ض » از میان حروف میرفت. و غیر از این چهار، باقی حروف منفتح میباشند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). حرف مطبق مستعلی نیز باشد. رجوع به حرف مستعلی و اطباق و «مطبق » شود.

فرهنگ فارسی

چهار حرفند ص ض ط ظ

جمله سازی با حرف مطبق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 است وبنابراین تصویر آن روی فضایی از نقاط ثابت باید به صورت یک اپراتور صفر باشد که مطبق با حدی است که قبلاً ذکر کردیم.

💡 این ایستگاه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است و در گزارشی که در صفحه اول اکثر روزنامه‌های زمان افتتاح انتشار یافت، گفته شد که ایستگاه راه‌آهن مشهد بزرگ‌ترین ایستگاه راه‌آهن کشور (تا پیش از مطبق نمودن ایستگاه راه‌آهن تهران) است.

💡 زیگورات چغازنبیل کهن‌ترین اثر ایرانی است که دارای ابعاد و خصوصیات خیره‌کننده است و با اهرام مصر برابری می‌کند. این بنای عظیم به صورت هرم مطبق یا پله پله ساخته شده‌است.

💡 ز حلم اوست کاین ارض مطبق فرو در خود نرفت از فعل ناحق

💡 حدود نود درصد این تومورها از اپی تلیوم سنگفرشی مطبق منشأ گرفته ا ند که اسکوآموس سل کارسینوما نامیده می‌شوند. بقیه اغلب از اپی تلیوم منشأ گرفته و بافتی غددی دارند که آدنوکارسینوما خوانده می‌شوند.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز