حرف تعظیم
لغت نامه دهخدا
حرف تعظیم. [ ح َ ف ِت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرف تعجب. شمس قیس در عنوان حرف تعظیم و تعجب گوید: الفی است که در اواخر بعضی نعوت فایده تعظیم و تعجب دهد، چنانکه پاکا آفریدگارا، بسا مال که فلان دارد. و چنانکه شاعر گوید:
اگر شاه غازی نکردی هنر
ور ایزد مر او را ندادی ظفر
تباها که دین محمد شدی
سیاها که محراب و منبر بدی.( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 155 ).
فرهنگ فارسی
حرف تعجب
جمله سازی با حرف تعظیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب دیگر به خواب دید که وی بر پیل سپیدی نشسته و بزرگان کشور بر او تعظیم میکنند.
💡 چرخ اگر باشد نباشد خم چه در تعظیم او طوق لعنت در گلو مانند شیطانش کنند
💡 ز خاک درگه و تعظیم آستانه تو بنزد عالم و جاهل، بر خواص ور نود
💡 در قسمت ۱۹۹۸ سریال «سیمپسونها» با عنوان "Bart Carny"، از هومر و بارت خواسته میشود تا برای پرداخت بدهیشان در یک نمایش جوجهخواری اجرا کنند: "شما فقط سر جوجهها را گاز میگیرید و تعظیم میکنید".
💡 قرمز آباد دارای معادن عظیم سیلیس (ماده اولیه شیشه) بوده و هر ساله کوه های بزرگ و زیبای روستا در برابر مکتشفین معدن سر تعظیم فرود می آورند.
💡 انجمن قدسیان به مجلس قدس است کش پی تعظیم گشته پشت فلک خم