لغت نامه دهخدا
حرف اندازی. [ ح َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل حرف انداز.
حرف اندازی. [ ح َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل حرف انداز.
عمل حرف انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منطقه طبیعی وری با چشم اندازی زیبا از رود سیمره از دیدنی های این روستا است.
💡 به دست آری مرا چون غافلانْ مست چو گل بویی کنی اندازی از دست
💡 تالار مشاهیر اینتر میلان در سال ۲۰۱۸ به عنوان بخشی از برنامههای ۱۱۰ سالگی باشگاه راه اندازی شد.
💡 گر یکی تیر مژه سوی جهان اندازی جان ز شوق دو کمان تو سپر گردانم
💡 گرم ز پای سلامت به سر در اندازی ورم ز دست ملامت به جان بگردانی
💡 مگر به مجلس اعلی نموده اند که من چو دیگرانم ازین شاعری یک اندازی