حجر عدوی
لغت نامه دهخدا
حجر عدوی. [ ح ُ رِ ع َ ] ( اِخ ) ابوموسی او را در ذیل یادکرده و از طریق ترمذی از حکم بن حجل از حجر عدوی روایتی از پیغمبر آورده است، پس صحابی است. ولیکن این اشتباه است و ترمذی گوید: حجر عدوی از علی از پیغمبر روایت کرده، پس صحابی نیست. ( الاصابة ج 2 ص 77 قسم 4 ).
جمله سازی با حجر عدوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ملک راد شادمانه همی زی وی عدوی شاه رنج و درد همی بر
💡 کاغذ از آن نشانۀ پیکان تیر شد کآمد سپید چشم عدوی تو همچنان
💡 ز بهر سقف عدوی سفید دستش دان که شب ز چهره گلیم سیاه بر سازد
💡 مارست عدوی تو سرش خرد فرو کوب فرضست فرو کوفتن ای خواجه سر مار
💡 هرکاو عدوی جان تو مالش بود هبا هرکاو حسود بخت تو خونش بود هدر
💡 خورشید صدور عصر،صدرالدین بی لطف تو جان عدوی تن باشد