لغت نامه دهخدا
حبیب اﷲ طبسی. [ ح َ بُل ْ لاهَِ طَ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب اﷲبن نورالدین محمدبن حبیب اﷲ طبسی تونی شود.
حبیب اﷲ طبسی. [ ح َ بُل ْ لاهَِ طَ ب َ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب اﷲبن نورالدین محمدبن حبیب اﷲ طبسی تونی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بشادی عالم غم حبیب حساب کنند، خلق کم آرند و ما فزون آریم
💡 در سر کویش هلاکم ای صبا بهر خدا کز پی مردن مبر خاک من از کوی حبیب
💡 جور حبیب و طعن رقیب و جفای چرخ زین قصه دوستان همه گویند داستان
💡 حبیب قانع از این باغ شو بنظاره و گرنه کی دهدت دست عمده مقصود
💡 برو چراغ محبت بدل فروز آنگاه چو آفتاب ببین روی دلربای حبیب
💡 شیر یزدان چشم خونین باز کرد با حبیب خویش شرح راز کرد