لغت نامه دهخدا
حبوه بستن. [ ح ُب ْ وَ / وِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) احتباک. ( تاج المصادر ). رجوع به احتباک شود.
حبوه بستن. [ ح ُب ْ وَ / وِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) احتباک. ( تاج المصادر ). رجوع به احتباک شود.
احتباک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 5 - در حبوه اين قيد معتبر نيست كه پدراموال ديگرى داشته باشد، پس اگر اموال ميت منحصر بهمان حبوه باشد و غير از آنمال ديگر نداشته باشد بنابر اقوى همه آن را پسر بزرگ مى برد، لكن احتياط كردنخوب است.
💡 مساءله 3 - اقوى آن است كه غير از شمشير ساير سلاحها و اسب وزين آن جزء حبوه نباشد، هر چند رعايت احتياط از راه مصالحه بسيار مطلوب است.
💡 (( ((لانهم جهلوه فكرهوه، و لو عرفوه و كانوا من اولياء اللّهعزوجل لا حبوه، و لعلموا ان الا خرة خر من الدنيا...)). ))
💡 دوم - وجود پسر بزرگ است كه نمى گذارد بقيه ورثه از خصوص حبوه (يعنى مختصاتميت ) سهم ببرند و اگر پسر ميت يكى باشد (هرگز چند بزرگتر از خواهران خود نباشد)مانع سهم بردن بقيه ورثه از حبوه است.
💡 مساءله 1 - اگر پسر بزرگ ميت متعدد باشند به اينكه هر دو در يكروز بدنيا آمده باشند و پسرى بزرگتر از آن دو نباشد حبوه بين آن دو بطور مساوىتقسيم مى شود، همچنين است اگر بيشتر از دو نفر باشند، و اگر فرزند ذكور ميت يك نفرباشد حبوه به او مى رسد، و همچنين است اگر با او خواهر يا خواهرانى بزرگتر از اوباشند.