حایض شدن
مترادفها
قاعدهمند شدن، ماهوار شدن
لغت نامه دهخدا
حایض شدن. [ ی ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تحیّض. عذر دیدن. حایض گشتن. بی نماز شدن. و رجوع به حائض شود.
فرهنگ فارسی
عذر دیدن بی نماز شدن
جمله سازی با حایض شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لعبت زرنیخ شد این گوی زرد چون زن حایض پی لعبت مگرد
💡 در دوره ساسانی، زنان حایض موجب آلودگی و نجاست محیط بهشمار میرفتند و دوران قاعدگی خود را به تنهایی در دخمههای مخصوصی میگذراندند و حق دست زدن به چیزی نداشتند؛ چون تصور میشد آن را آلوده میکنند