حاکم گرای

مترادف‌ها

خودکامه، استبدادگر، سلطه‌گر

متضادها

آزادی‌خواه

لغت نامه دهخدا

حاکم گرای. [ ک ِگ ِ / گ َ ] ( اِخ ) پنجاهمین حاکم و خان قرم ( کریمه ) از سال 1168 تا 1171 هَ. ق. رجوع به گرای و خانان کریمه در همین لغت نامه و طبقات سلاطین اسلام ص 211 شود.

فرهنگ فارسی

پنجاهمین حاکم و خان قرم

جمله سازی با حاکم گرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاه و وزیر و وکیل و حاکم و محکوم رشوه‌بگیرند و رشوه‌خوار علی‌جان

💡 دایما درد تو همراه منست عشق تو هم حاکم و شاه منست

💡 هر چه کنی حاکم مطلق تویی خواه رعایت کن و خواهی عتیب

💡 عاقبت گفتند حاکم نیست کس قرعه باید زد، طریق اینست و بس

💡 غنیمت است وجود تو در ریاست ملک نشان لطف الهیست حاکم عادل

💡 آشکارا دهی آن اندک و بی‌مایه زکات رشوت حاکم جز در شب و پنهان ندهی

💡 سیستم‌های سیاسی که دارای ساختارهای حاکم گرای هستند، معمولاً تمایل زیادی به تمرکز قدرت در دست یک فرد یا گروه خاص و محدود کردن آزادی‌ها دارند.

💡 تحلیل رفتار سیاستمداران در جوامع توسعه نیافته نشان می‌دهد که رویکردهای حاکم گرای اغلب منجر به تضعیف نهادهای دموکراتیک و کاهش شفافیت در مدیریت دولتی می‌شوند.

💡 مخالفت با تفکرات حاکم گرای در جوامع مدرن، از طریق فعالیت‌های مدنی و تقویت آگاهی عمومی نسبت به حقوق اولیه انسانی، به صورت مستمر دنبال می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران