فرهنگستان زبان و ادب
{deglobalisation} [جامعه شناسی] فرایندی در تقابل با فرایند جهانی شدن که در آن وابستگی های متقابل واحدهای گوناگون به ویژه دولت های ملی (nation-states ) کاهش می یابد
{deglobalisation} [جامعه شناسی] فرایندی در تقابل با فرایند جهانی شدن که در آن وابستگی های متقابل واحدهای گوناگون به ویژه دولت های ملی (nation-states ) کاهش می یابد
💡 از می این جهانیان حق خدا نخوردهام سخت خراب میشوم خائفم از گمان تو
💡 ای عشق خراب از تو جهانی و تو پنهان آخر چه شرابی تو که میخانه نداری
💡 نگذارم که جهانی به جمالش نگرند شوم از خون جگر پرده به پیشش بتنم
💡 شاه را فکر جهانی داده، ما را فکر خویش شکوه ما تنگدستان، از شهان بیجاتر است
💡 نمایش بیسابقه نابودی سدوم و عموره احتمالاً در آن سالها برای بیننده اروپایی یادآور جنگ جهانی اول بوده است.
💡 ماییم و نیم جان و جهانی و نیمجو جان از برایِ می که ستاند زما گرو