فرهنگ معین
( ~. کِ یا کَ ) (اِمر. ) شکار دزدکش: چنان است که عده ای آهسته و مخفیانه خود را به شکار - که در حال خفتن است - می رسانند و آن را صید می کنند، ماهرخ.
( ~. کِ یا کَ ) (اِمر. ) شکار دزدکش: چنان است که عده ای آهسته و مخفیانه خود را به شکار - که در حال خفتن است - می رسانند و آن را صید می کنند، ماهرخ.
( اسم ) شکار دزد کش چنانست که عده ای آهسته و مخفیانه خود را بشکار - که در حال خفتن است - میرساند و آنرا صید میکند ماهرخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر به پستی دزد و ایمن زی که مغروران چوکوه تیغ بر فرق از بلندیها گردن دیدهاند
💡 خانه اهل تعلق شاهراه حادثه است دزد هرگز در کمین کلبه درویش نیست
💡 پیغمبر دزدان در مسافرتهایی که به لار و بوانات و آباده و شیراز میکرده، اُمّ السارقین را نیز به همراه میبرده است.
💡 هماکنون بیشتر منازل دارای پنجرهها و درهای کشبک ضد دزد و قابل دیدبانی دارند، و سگهایی که طی شب از زمینهای آنها حراست مینمایند. به جهانگردان سفارش میشود که اشیاء باارزش خود را نشان ندهند، و تلاش نمایند به هنگام شب از تردد در مرکز شهر خودداری نمایند.
💡 تا زلف رهزن تو ز عنبر کمند کرد مشّاطه اش گرفت به دزدی و بند کرد
💡 حكايات مختلفى درباره جهل مردم شام نوشته اند. از جمله وقتى از مردى از بزرگان شامسؤ ال شد ابوترابى كه امام او را در نماز لعن مى كند، چه كسى است ؟ گفت: به نظرماو دزدى از دزدان فتنه انگيز است. (854)