لغت نامه دهخدا
جهان پیمایی. [ ج َهام ْ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل جهان پیما. سیاحت.
جهان پیمایی. [ ج َهام ْ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل جهان پیما. سیاحت.
عمل جهان پیما سیاحت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطره پیمایی ست کار ساقی بزم فلک خشک می گردد ایاغش، تا لبی تر می کنی
💡 گر غرقه دریایی این خاک چه پیمایی ور بر لب دریایی چون روی نمیشویی
💡 وگرنه زود دهی جان به باد گر چون شمع برآوری ز هوا سر به باد پیمایی
💡 پیشهاش روز به دنبال نکویان رفتن شب چه پنهان ز تو تا صبح قدح پیمایی
💡 بشنو سخن وحدت ای تشنه که آب آنسوست بیهوده چه پیمایی این دشت سرابی را
💡 جز پشیمانی ندارد حاصلی طول امل چند پیمایی مکرر این ره پیموده را؟