جمال کلا
لغت نامه دهخدا
جمال کلا. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع در 8هزارگزی باختر جویبار. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن معتدل مرطوب مالاریائی و دارای 100 تن سکنه است. آب آن از چاه و آب بندان و محصول آن پنبه، غلات، صیفی، کنجد و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع در ۸ هزار گزی باختر جویبار موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن معتدل مرطوب مالاریایی و دارای ۱٠٠ تن سکنه است.
جمله سازی با جمال کلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رویت چو شود پیدا ابدال شود شیدا ای حسن رخت زیبا، آخر چه جمال است این؟
💡 دو برادر دیگر جمال وفایی، به نامهای کمال وفایی (خواننده موسیقی مردمی) و عباس وفایی (با اسم هنری وفا، در سبک پاپ) در دهه ۵۰ در زمینه خوانندگی فعالیت میکردند.
💡 جمال الحاج (عربی: جمال الحاج؛ زادهٔ ۲۸ اوت ۱۹۷۱) بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل لبنان است.
💡 از آن نفس که دل آیینه جمال وی است چراغ دیده جان روشن از خیال وی است
💡 {نوازندگان: (تنبک: امیر پاکرو-کیبورد: فرزاد احتسابی-تار: جمال اسفندیاری-دکلمه: زهرا سروش)}
💡 کی ببینی کی، جمال نور بخش او عیان گر ز خواب جهل و غفلت جان تو بیدار نیست