لغت نامه دهخدا
جلیل کلا. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) از دیه های نوراست. ( ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 149 ).
جلیل کلا. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) از دیه های نوراست. ( ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 149 ).
از دیه های نور است
💡 گمان مبر که شود گل به سعی کس آتش که از جلیل بدان لطف، از خلیل نبود
💡 جلیل القدر منظوری عظیمالشأن ممدوحی که مداحش خداوند است و مدح آیات قرآنی
💡 جلیل آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان تنکابن در استان مازندران ایران.
💡 جلیل یک منطقهٔ مسکونی در جیبوتی است که در منطقه علی صبیح واقع شدهاست.
💡 روز وصلم بکش و هیچ میندیش از آنک خون قربابی در عید سبیل است جلیل
💡 علی و جلیل رحمت طلب والدین خود را در حادثهای از دست میدهند و تنها میمانند…