لغت نامه دهخدا
جلا کاری. [ ج ِ ] ( حامص مرکب ) شغل جلاکار.
جلا کاری. [ ج ِ ] ( حامص مرکب ) شغل جلاکار.
شغل جلا کار
{varnishing} [خوردگی، مهندسی مواد و متالورژی] پرداخت سطحی قطعات فلزی و غیرفلزی به وسیلۀ محلول های رزینی، برای برّاق شدن و محافظت سطحی آنها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانه را همه دانند کو نیارد کرد به روزگار جهان پهلوان جفا کاری
💡 با توجه به تأثیر سن بر آسایش حرارتی، در شرایط کاری گرم، اهمیت ویژهای به کنترل دما و آسایش حرارتی افراد سن بالا باید داده شود.
💡 به گفته طراح استادیوم جدید، یعنی نورمن فاستر، منبع الهام این طرح، نوع خاص موزاییک کاری با موزاییکهای شکستهای بوده است که معمار فقید مشهور اسپانیایی آنتونی گائودی در طرحهای خود از آن استفاده میکردهاست.
💡 سان بر روی وبلاگ شرکت [۱][۲] پاسخش را گذاشت؛ اجازه میدهد تا پیادهسازی آزادی از سکوی جاوا تحت اجازهنامهٔ جیپیال صورت پذیرد، به همراه کیت سازگاری آن؛ ولی همچنان اعلام نمود که این کار در اولویت کاری این شرکت قرار ندارد. این کار باعث واکنشهای به شرکت سان شد.
💡 حجاب یک دوکسم گشته بس که دامنگیر ز داغ کاری خامان کشیده دامانم
💡 عادت ندارم وقتی که اثری را به پایان رساندم، دوباره در آن دست ببرم. هرگز چنین کاری نکردهام، زیرا به این حقیقت عقیده دارم که هر تغییر جزیی، حالت آهنگ را به کلی عوض میکند.