لغت نامه دهخدا
جعل مرکب. [ ج َ ل ِ م ُ رَک ْ ک َ ] ( ترکیب وصفی ) مقابل جعل بسیط. رجوع به جعل بسیط شود.
جعل مرکب. [ ج َ ل ِ م ُ رَک ْ ک َ ] ( ترکیب وصفی ) مقابل جعل بسیط. رجوع به جعل بسیط شود.
مقابل جعل بسیط
[ویکی فقه] جعل مرکب به معنی قرار دادن چیزی برای چیزی دیگر است.
جعل مرکب، مقابل جعل بسیط و به معنای قرار دادن چیزی برای چیز دیگر ـ جعل شیی ء لشیء ـ می باشد، به گونه ای که معنای " کان ناقصه " را افاده نماید، مانند: جعل وجوب برای نماز از سوی شارع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فعلی شرطی را میتوان فرضی هم نامید؛ از این افعال برای امکانهای بعید، یا آرزوها استفاده میشود (#پایههای مرکب را نیز ببینید).
💡 گر روز رزم برکشد از قهر، ذوالفقار با ذوالفقار راکب و مرکب کند چهار
💡 حسن صلابت حیدر مصاف، شیر شکاری که نام و نسبت او هست از این سه اصل مرکب
💡 سال آوری در برخی درختان شبیه انبه، سیب، گلابی، زردآلو و آووکادو، پسته، گردو، مرکبات و زیتون شایعتر است.
💡 پیچاناریان گیاهانی هستند بالارونده، با برگهای غالباً متقابل، مرکب و گلآذین.
💡 شد ز مور و مار پنداری مرکب زآنکه هست روی او بر چشم مور و حد او با زخم مار