لغت نامه دهخدا
جعده قنا. [ ج َ دَ ی ِ ق َ ] ( اِ مرکب ) پرسیاوشان. رجوع به جعدة و رجوع به پرسیاوشان شود.
جعده قنا. [ ج َ دَ ی ِ ق َ ] ( اِ مرکب ) پرسیاوشان. رجوع به جعدة و رجوع به پرسیاوشان شود.
پرسیاوشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هبيرة بن ابى وهب از شجاعان معروف ابى عرب بود كه در اكثر جنگها همراه كفّار قريشبر ضدّ پيامبر جنگيد و يكى از فرماندهان كفّار بود. پسرش، جعده نيز از شجاعان بودو همين طور فرزند او، عبداللّه بن جعده كه قهندر و بخش وسيعى از سرزمين خراسان تانفحه صور فتح نمى شد.(719)
💡 و بعد از ضربت خوردن على (ع ) در مسجد كوفه، جعده نماز صبح را براى مردمخواند.(729)
💡 در سال پنجاهم هجرى با توطئه معاويه و به دست همسرش جعده بر اثر مسموميتدر سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد، و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون گشت.
💡 نام گروهى از اينها تنها به عنوان كارگزاران حضرت، در بعضى از كتب تاريخ آمدهاست و ما شرح و توضيحى درباره زندگى آنها اكتفا كرديم، مانند: لام بن زياد و عونبن جعده.
💡 عتبه گفت: امروز او را ديدار مى كنم و فردا با او مى جنگم. جعده در ميان قريشيان مقامارجمندى داشت. او مردى سخنور و از دوستداران سرسخت على (ع ) به شمار مى آمد. عتبهبر او وارد شد و بانگ زد: اى جعده ! اى جعده ! او از على (ع ) اذن خروج خواست و حضرتبه او رخصت داد. مردم از گفتگوى آن دو جمع شدند.
💡 بعد از شهادت آن حضرت براى اين كه مبادا قبر او را نبش كنند. براى آن حضرت چهارصورت قبر درست كردند كه يكى از آنها در منزل جعده بود.(730)