جعبه ٔ تیر

لغت نامه دهخدا

جعبه تیر. [ ج َ ب َ / ب ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ام تبین. ام تسعین. ام السهام. بنت جوب. ( مرصع ).

فرهنگ فارسی

ام تبین ام تسعین ام السهام بنت جوب.

جمله سازی با جعبه ٔ تیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موتور آن ۱۴۳۸ سی‌سی سیستم جعبه‌دندهٔ آن ۴ دنده به صورت دستی است.

💡 تختت فرخنده فر ناصردین شه عرشی است کاین نکو جعبه بران مصدر نفع و ضرر است

💡 هر آن خدنگ که در جعبه داشت نرگس تو بر این شکسته دلریش ناتوان انداخت

💡 موتور آن ۶۵۸ سی‌سی سیستم جعبه‌دندهٔ آن به دو صورت خودکار و دستی است.

💡 نسل نخست این هدفون‌ها در جعبه نخستین نسل از آی‌پاد به تاریخ ۲۳ اکتبر ۲۰۰۱ به مشتریان عرضه شد.

💡 بر نشان هرگز ندیدم بر دل بی رحم تو گرچه هر تیری که اندر جعبه بد بفشانده‌ام