جزیره العشاق
لغت نامه دهخدا
( جزیرةالعشاق ) جزیرةالعشاق. [ ج َ رَ تُل ْ ع ُش ْ شا ] ( اِخ ) لقب سینوب است.
فرهنگ فارسی
لقب سینوب است
جمله سازی با جزیره العشاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حروفیان، فضلالله نعیمی استرآبادی را شاه فضل نامیدهاند و برای خلفای او امارت معنوی قائل شدهاند. نسیمی گویا نخستین خلیفهٔ شاه فضل بودهاست. از این رو، او را امیر نامیدهاند. این عنوان در تذکرهٔ مجالس العشاق و منابعی چون استوارنامه و عرشنامه نیز آمده است که به این مسلک روی آوردهاست.
💡 و ان ذقتموا ما ذقتموه بحقها و لا مشرب العشاق یوما وصلتم
💡 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد
💡 «زمرة العشاق،قد قرب الوصال » «زبدة العشاق،لاتمشوا،تعال »
💡 سوانح العشاق اثر احمد غزالی، از رسالههای بهنام ادبیات عرفانی کلاسیک ایران است.
💡 مجالس العشاق از بدو تألیف آن مورد توجه بزرگان و شاهزادگان واقع شده و نسخههای خطی مصور متعددی از آن تهیه شده که تعدادی باقی مانده و برخی مینیاتورهایی که در این نسخههای خطی آمده آثاری ارزشمند به لحاظ هنری است.