جریمی قلندر

لغت نامه دهخدا

جریمی قلندر. [ ] ( اِخ ) مؤلف مجالس النفائس آرد: طالب علمی بوده از ولایت سمرقند و شعر او ترکی است. مطلع یکی از اشعار وی این است:
نیجه بیغلای شمع دیک هجر نیکد دایارم کیجه لار
آه کیم گوید وردی داغ انتظارم کیجه لار.( ازمجالس النفائس ص 214 ).

فرهنگ فارسی

مولف مجالس النفائس آرد طالب علمی بوده از ولایت سمرقند و شعر او ترکی است. مطلع یکی از اشعار وی این است نیجه بیغلای شمع دیک هجر نیکدد ایام کیجبه لار آه کیم گوید وردی داغ انتظارم کبجه لار.

جمله سازی با جریمی قلندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرسیدم از حقیقت مرگ قلندری گفتند بی غم تو و من‌، خورد و رید و رفت

💡 پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

💡 به قلندری ملامت، چه کنی من گدا را؟ که سکندر ار بکوی تو رسد قلندر آید

💡 هستند فرقه‌ای که به روم از قلندری افسونشان به ره پسر قیصر آورد

💡 هر کو به جهان راه قلندر گیرد باید که دل از کون و مکان برگیرد

💡 رسم قلندر خوش است بی سرو پا زیستن کار جهان را کسی چون سرو پایی ندید