لغت نامه دهخدا
جریده سوداء. [ ج َ دَ / دِ ی ِ س َ / س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام جریده ای بود که در آن اسامی افراد سپاه و رزق هر یک ثبت میشده. ( یادداشت مؤلف ).
جریده سوداء. [ ج َ دَ / دِ ی ِ س َ / س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام جریده ای بود که در آن اسامی افراد سپاه و رزق هر یک ثبت میشده. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکر کز رسم این جریده درد کلک سرگشته پریشان گرد
💡 جریده آفتاب از مطلع نور فشاند مشک تر به لوح کافور
💡 گفت این قصیده تو بودای ادیب فحل گفت این جریده تو بودای هژبر نر
💡 جریده گشتم و پرداختم قفس بهواش که زندگانی عشاق اوست در مردن
💡 اگر کسی را باشد در این جریده نظر وگر کسی را افتد بر این صحیفه نگاه