لغت نامه دهخدا
جرودارو. [ ] ( اِ مرکب ) خسرودارو را خوانند.
جرودارو. [ ] ( اِ مرکب ) خسرودارو را خوانند.
خسرو دارو را خوانند
💡 در این طرح ۱۱۹ قلم داروی بدون نسخه پرمصرف تحت پوشش بیمه میروند.
💡 این دارو در درمان بیماری سندرم رینود به صورت خوراکی مصرف میشود.
💡 گفتا «بدهم داروی با حجت و برهان لیکن بنهم مهری محکم به لبت بر»
💡 ژاله و صبح بهم یافته کافور و گلاب زاین و آن داروی هر درد سر آمیختهاند
💡 ز رنج ناز پدید آورد ز غم شادی ز درد دارو پیدا کند ز دود شرار
💡 وهم او و سهم او و عزم او و حزم او دردهای ملک را دارو و درمان آمدند