فرهنگستان زبان و ادب
{frontogenesis} [علوم جَوّ] 1. شکل گیری اولیۀ یک جبهه یا منطقۀ جبهه ای 2. عموماً افزایش گرادیان افقی خواص توده هوا، به ویژه چگالی آن و گسترش سیماهای مربوط به میدان باد که یک جبهه را مشخص می کند
{frontogenesis} [علوم جَوّ] 1. شکل گیری اولیۀ یک جبهه یا منطقۀ جبهه ای 2. عموماً افزایش گرادیان افقی خواص توده هوا، به ویژه چگالی آن و گسترش سیماهای مربوط به میدان باد که یک جبهه را مشخص می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر در دولتسرایت هر که میساید جبین تا قیامت جبههاش دیگر نبیند روی چین
💡 از سم که پیکران جبهه بخاک آلوده مه وز خوی دریا دلان زورق در آب افکنده خور
💡 به یاد شرمگین چشمی قدح میزد خیال من عرق تا جبهه خوابانید آخر در می نابش
💡 سپاه ۲ زرهی اساس ماه ژانویه خود را از فرانسه به جبهه شرقی رساند.
💡 پيام امام خمينى به ايثارگران جبهه هاى نور به مناسبت پنجمين سالگرد جنگتحميلى
💡 در سال ۱۹۸۰ این جبهه به علت مشکلات داخلی متلاشی شد. یکی از انشعابات آن حزب کمونیست (مارکسیست لنینیست) پاناما بود که هنوز هم به کار خود ادامه میدهد.