لغت نامه دهخدا
جبل احمر. [ ج َ ب َ ل ِ اَ م َ ] ( اِخ ) نام کوهی است در سمت شمالی مکه. و رجوع به ترجمه سفرنامه ابن بطوطه ص 120 شود.
جبل احمر. [ ج َ ب َ ل ِ اَ م َ ] ( اِخ ) نام کوهی است در سمت شمالی مکه. و رجوع به ترجمه سفرنامه ابن بطوطه ص 120 شود.
کوهی در سمت شمال مکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکنون و پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، مسوولیت اداره این جمعیت به جمعیت هلال احمر ایران سپرده شد.
💡 بنواز نغمه تر به نشاط جام احمر صدفی است بحرپیما که در آورد به دست او
💡 چو سیمین سرومن، کشهسترویو مویو چهر و لب مه روشن شب تاریگل سوری می احمر
💡 ابتدای کمربندی شرقی - میدان هلال احمر - ابتدای جنب پل تجن [۱۲].
💡 به رویت پیچ و تاب طرهٔ مشکین به آن ماند که شاخ سنبلی بر لالهٔ احمر کند بازی
💡 داغ دارد کیمیای صحبتم خورشید را خشت را یاقوت احمر می کند صهبای من