لغت نامه دهخدا
جبار طائی. [ ج َب ْ با رِ ] ( اِخ ) محدث است. ( منتهی الارب ).
جبار طائی. [ ج َب ْ با رِ ] ( اِخ ) محدث است. ( منتهی الارب ).
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوچ بادام بیر قوز در زمانهای قدیم در شکی آفریده شدهاست و همراه با آواز ایفا میشود. تصنیف آن را در آن دوره خوانندگان توانایی همچون جبار فرزند قارایاغدی و علی عسگر عبدالله یف خواندهاند.
💡 فطرت تو دست مکاران درآورده به بند قدرت تو پای جباران درآورده به دام
💡 340- (فيض الاسلام )، خطبه 215 (و همان، ترجمه دكتر شهيدى، خ 224، ص259). (عقيل ! داغديدگان به عزايت بنشينند! آيا از آهنى كه يك انسان از روى بازى وشوخى داغ نموده فرياد مى كنى، و مرا به سوى آتشى مى كشى كه خداوند جبار از روىخشم خود آن را بر افروخته است ؟!)
💡 در دور یازدهم انتخابات مجلس او با ۴۷۰۵۷ رای بعد از جبار کوچکی نژاد دوم و به بهارستان راه پیدا کرد.
💡 من رهی را جز به خشنودیی تو و اولاد تو روز محشر هیچ امید رحمت جبار نیست
💡 583 - عن ابى جعفر عليه السلام قال:قال رسول الله صلى الله عليه و آله: ثلاثه لايكلمهم الله و لاينظر اليهم يوم القيامهو لايزكيهم و لهم عذاب اليم شيخ زان و ملك جبار ومقل مختال.