جامه ٔ شرم

لغت نامه دهخدا

جامه شرم. [ م َ / م ِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عفت. پاکدامنی. حیا:
ز سر تاج فرهنگ بفکنده ای
ز تن جامه شرم برکنده ای.فردوسی.

فرهنگ فارسی

عفت و پاکدامنی

جمله سازی با جامه ٔ شرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باد اگر بر من اوفتد ببرد که نمانده‌ست زیر جامه تنی

💡 یاد او در سینه کردم جامه بوی گل گرفت دم زدم از زلف او هنگامه بوی گل گرفت

تابش جو یعنی چه؟
تابش جو یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز