تیغزبانی کردن

لغت نامه دهخدا

تیغزبانی کردن.[ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به فصاحت سخن گفتن. بی پرده و اغماض بیان مطلبی کردن. داد سخن دادن:
سر طلبی تیغزبانی مکن
روزنه ای رازفشانی مکن.نظامی.

فرهنگ فارسی

به فصاحت سخن گفتن بی پرده و اغماض بیان مطلبی کردن

جمله سازی با تیغزبانی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه آن حبیب که او را بدل بود رحمی نه آن رقیب که از وی حذر توان کردن

💡 این روستا در دهستان دشت ذهاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۵۹ نفر (۱۰۳خانوار) بوده‌است.بعد از زلزله آبان ماه سال 1396 سرپل ذهاب و تخریب اکثر خانه های این روستا و فوت تعدادی از اهالی این روستا، اکثر روستاییان محل اصلی روستا را ترک کردند و در نزدیکی همین روستا به فاصله 5 کیلومتری نقل مکان کردن و تعداد اندکی خانوار در محل روستای قدیمی ماندگار شدند

💡 صید کردن دوست دارد دولت پیروز او لاجرم در دام او هر روز صیدی دیگرست

💡 ورزشکار با محدود کردن رژیم غذایی خود، ممکن است مشکل کمبود انرژی خود را بدتر کند. داشتن انرژی کم در رژیم غذایی ناشی از ورزش بیش از حد و/یا محدودیت‌های غذایی، انرژی بسیار کمی را برای بدن برای انجام عملکردهای طبیعی مانند حفظ یک چرخه قاعدگی منظم یا تراکم استخوان سالم باقی می‌گذارد.

💡 چه باشد جان که نتوان صرف راه دلستان کردن؟ ازان جان جهان نتوان کنار از بیم جان کردن