جاولی جاندار

لغت نامه دهخدا

جاولی جاندار. [ وُ ] ( اِخ ) رجوع به جاولی و چاولی در این لغتنامه و اخبارالدولة السلجوقیه ص 81، 110، 113، 114، 117 شود.

جمله سازی با جاولی جاندار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4 - در آن مجسمه و عكسهاى ذى روح و جاندار نداشته باشد، حتى اگر در سقفباشد.(309)

💡 2- هرگاه از زكات خوددارى شود (و مردم از اداى زكات استنكاف كنند) جانداران هلاكشوند.

💡 بر مهر پیچان عقربش وز مه معلق غبغبش چون جام می نام لبش یاقوت جاندار آمده

💡 در چنان روز، عجب گر ز وحوش و ز طیور هیچ جاندار سلامت برد از چنگ تو جان

💡 تیرهیا خانواده (به انگلیسی: Family) (به لاتین familia)، نام یکی از گروه‌ها در دسته‌بندی جانداران است که پس از یک راسته و بالاتر از یک سرده قرار می‌گیرد.

💡 ز برق ذوالفقارت خرمن هستی چنان سوزد که جانداری نگردد تا قیامت در جهان پیدا

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز