جانشین اعلامی

فرهنگستان زبان و ادب

{declared alternate} [حمل ونقل هوایی] فرودگاه جانشینی که در طرح پرواز تعیین شده است

ویکی واژه

فرودگاه جانشینی که در طرح پرواز تعیین شده است.

جمله سازی با جانشین اعلامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دو جانشین خود از بهر ما گذاشت رسول یکی کتاب و دوم اوصیای پاک گهر

💡 غنچه دل را به بوی یار در بر می کشیم این گره در رشته ما جانشین گوهرست

💡 دلبری بگزین کز اول یار و هم آغوش تست شاهد هر جانشین را دست در گردن مکن

💡 دوست محمد خان بنیانگذار سلسله بارکزی در سال 1823 جانشین او شد.

💡 که جانشین و چه تاریخ سال رحلت تست بقای عمر شرف باد گفت و جان بخشید

💡 پس از مرگ ناگهانی پادشاه، تمام توجهات معطوف به جانشین اعلامی شد که باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن بر تخت سلطنت تکیه می‌زد و کشور را اداره می‌کرد.

💡 هیئت مدیره شرکت پس از برگزاری جلسه فوق‌العاده، سرانجام جانشین اعلامی خود را برای مدیریت بخش بازرگانی معرفی نمود تا فعالیت‌های اجرایی با نظم ادامه یابد.

💡 هرگونه تصمیم‌گیری در مورد مسائل استراتژیک سازمان، باید با هماهنگی کامل میان مدیر فعلی و جانشین اعلامی انجام شود تا از هرگونه تداخل در اختیارات جلوگیری گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران