لغت نامه دهخدا
جامه سوسنی. [ م َ / م ِ ی ِ سو س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جامه نیلگون که در ماتم پوشند. ( آنندراج ). رخت کبودی که در ماتم پوشند. ( ناظم الاطباء ).
جامه سوسنی. [ م َ / م ِ ی ِ سو س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جامه نیلگون که در ماتم پوشند. ( آنندراج ). رخت کبودی که در ماتم پوشند. ( ناظم الاطباء ).
جامه نیلگون که در ماتم پوشند
💡 گهی عارضی سازد از سوسنی گهی دیده ای سازد از عبهری
💡 در باغ عشق سروی اگر هست و سوسنی آن ناوک بلا بود این خنجر فراق
💡 از بقای این چمن گر باخبر بودی، سلیم گل به مرگ خویش پوشیدی قبای سوسنی
💡 نیم رنگست بسی جامه هستی، غم نیست نبود جامه اگر سوسنی و یاسمنی
💡 ز آزاد مردی تو چون سوسنی که هم خوش زبانی و هم خوش لقا