جام پیما

لغت نامه دهخدا

جام پیما. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) کنایه از شرابخوار.( آنندراج ). قدح نوش. آنکه جام به سرکشد:
جز این جام پیمای صهباسرود
نسازد کسی شیشه از چنگ و رود.ملاطغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از شرابخوار

جمله سازی با جام پیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غبار لشکر بیگانه خط تند می آید ز خواب ناز کن بیدار چشم باده پیما را

💡 همای عرش پیما بودم و از طالع وارون کنون همراز باز آز در این منزل پستم

💡 براق همتش معراج پیمای عقاب دولتش نهمت شکار است

💡 جهان پیما شد آن رخش ظفر سم به دنبالش سپهداران دمان دم

💡 هر دم از دیده قدح پیمای باده لعل در پیاله کنیم

💡 نه اشک اینجا زمین‌فرساست نی آهی هوا پیما غبار بی‌عصاییها به این اندام می‌خیزد

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
بنات الرمل یعنی چه؟
بنات الرمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز