جاسبار ولی

لغت نامه دهخدا

جاسبارولی. ( اِخ ) اسکندر افندی که بسال 1312 هَ.ق. مترجم مدرسه توفیقیه بوده است. او راست: الدرر البهیه فی الفوائد الادبیه، القول المنتخب فی التربیة والادب. ( از معجم المطبوعات ).
جاسبارولی.( اِخ ) ( الکسی... ) یکی از مهندسین دیوان مشاغل ( مصر )سابق میباشد. او راست: نهایة الاوطار فی عجائب الاقطار. کتابی است که شامل مسافرت استانلی به قاره آفریقا و شرح حال او میباشد و در سال 1308 هَ.ق. / 1893م. به تصحیح وهبی بک ناظر مدارس قبطیه قاهره در مطبعة التألیف بچاپ رسیده است. ( از معجم المطبوعات ).

فرهنگ فارسی

از مهندسین دیوان مشاغل

جمله سازی با جاسبار ولی

💡 نیست گر بر خویشتن رحمت مرا رحمتت بس ای ولی نعمت مرا

💡 شما آن زخم می‌بینید در راه ولی من آن نظر می‌بینم از شاه

💡 بگفتا که می خواهم اینها بلی که تا بگذرد عمر من خوش ولی

💡 بود هر دل به روی خوب مایل ولی باشد به وجهی میل هر دل

💡 با حباب چون روح بر جسم نافذ ولی خصم را بر رگ روح نشتر