جاردو نقره
لغت نامه دهخدا
جاردونقره. [ ] ( اِخ ) نام یکی از امیران لشکر اَبَقا که به سیستان حمله کردند و در تاریخ سیستان ( ص 450 ) «دلغره » ضبط شده، لیکن مرحوم بهار در ذیل همان صفحه بنقل از احیاء الملوک ( ص ب 38 ) ملک حسین سیستانی «جادونقره » ضبط کرده است. ( تاریخ سیستان چ بهار ص 405 ).
فرهنگ فارسی
نام امیران ابقا
جمله سازی با جاردو نقره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایکاش نقره ی او بودی مرا که همی میداد می که مرا گردد فزوده خطر
💡 چون نقره دلت با همه کس صافی و پاک است کار تو درست از پی آن همچو زر آمد
💡 وی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برنده ۱ مدال نقره، ۱ مدال برنز شدهاست.
💡 وی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۱ مدال نقره شدهاست.
💡 شخوده روی برون آمدم ز خانه به کوی به رنگ چون شبه کرده رخ چو نقره خام
💡 در طلا و نقره علاوه بر شرائط عامه اى كه در سابق ذكر شده چند شرط معتبر است.