جاده کوب

لغت نامه دهخدا

جاده کوب. [ جادْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) چیزی که با آن راه صاف کنند: ماشین جاده کوب. چرخ راه کوب.

فرهنگ عمید

ماشینی که با آن جاده را می کوبند و هموار می کنند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ماشینی که با آن جاده را میکوبند ناصاف و هموار شود.

جمله سازی با جاده کوب

💡 الفت آرام‌، چون سد ره آزاده است پای‌خواب‌آلودهٔ دامان‌صحرا جاده است

💡 مردی که [خو] به وادی حیرت گرفته است صحرا و باغ و جاده و منزل برابر است

💡 کمند جاذبه از شش جهت عنان تاب است به راه کعبه مقصد چه جاده می باید

💡 بسکه افسردگی افسون تحیر دارد سیل چون جاده فتاده است درین صحرا خشک

💡 همت آزاد را بیدل ره و منزل یکی‌ست نغمه را در جاده‌های تار می‌باشد مقام

💡 جز جاده کوی تو نه دانم، نه شناسم راهی به خدا، ملک خدا گرچه وسیع است

چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز