ثعلب مصری
لغت نامه دهخدا
ثعلب مصری. [ ث َ ل َ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام دوائی و در این تخفیف کرده اند زیرا این کلمه در اصل خصیةالثعلب باشد چه دوای مذکور بیخی است بشکل خایه روباه. چون در نواحی مصر پیدا میشود بمصر منسوب کنند ظاهراً فقط ثعلب مصری یا ثعلب گفتن درست نباشد مگر آنکه گوئیم چون لفظ خصیه مکروه است لهذا اگر فقط بلفظ ثعلب موسوم کنند جائز باشد. ( غیاث اللغة ).
فرهنگ فارسی
نام دوائی و درین تخفیف کرده اند زیرا این کلمه در اصل خصیه الثعلب باشد چه دوای مذکور بیخی است بشکل خای. روباه
جمله سازی با ثعلب مصری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زرآوند سفید یا ثعلب که معمولاً ارکیده باتلاق نامیده میشود، گونهٔ دوری از ثعلبیان است. حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ گونه زرآوند وجود دارد که بومی همه قارهها به جز قاره قطب جنوب، در هر دو مناطق گرمسیری و معتدل هستند.
💡 ثعلب به هر یک از گونههای گیاهان گلدار 'تیره ثعلبیان گفته میشود.
💡 در تهیهٔ این بستنی از شیر، تخم مرغ، زعفران، گلاب، شکر، وانیل و آرد ثعلب استفاده میشود.