فرهنگستان زبان و ادب
{patentability} [حقوق، مدیریت-مدیریت فنّاوری] قابلیت یک اختراع در احراز شرایط لازم برای ثبت
{patentability} [حقوق، مدیریت-مدیریت فنّاوری] قابلیت یک اختراع در احراز شرایط لازم برای ثبت
💡 ز اختراع ضعیفی است اینکه سعی غبارم به هیچ جا چو خط از خامه بیعصا ننشیند
💡 کار علم و اختراع اندر جهان بالا گرفت غیر ایرانی که در کنج قناعت جا گرفت
💡 اینقدر در بند خویش از ناتوانی ماندهایم عشق رنگ ما شکست و اختراع دام کرد
💡 هچکس از اختراع این بساط آگاه نیست رنگ میبازیم و یاران نرد پیدا کردهاند
💡 تغافل در لباس بینقابی اختراع است این جهانی را به شور آوردن و نشنیدنت نازم
💡 در ۱۸۷۲ آ.ن. لودگین یک لامپ رشتهای را اختراع کرد. در ۱۸۴۷ او یک مقاله دربارهٔ اختراع خود نوشت.