«ثاقِبُ الثَّلْج» یک ترکیب عربی است که در متون لغوی به معنای «سوراخکننده برف» آمده و برای توصیف چیزی به کار میرود که توان نفوذ یا عبور از میان برف را دارد. واژه «ثاقب» در اصل به معنای نافذ، سوراخکننده و چیزی است که قدرت نفوذ در اجسام سخت را دارد و «ثلج» به معنای برف است، بنابراین ترکیب این دو واژه معنای کلی «نفوذکننده در برف» را میسازد. در منابع لغوی فارسی، این ترکیب معادل «برفسُنْب» نیز دانسته شده است که همان مفهوم سوراخ کردن یا شکافتن برف را بیان میکند. چنین تعبیری بیشتر در متون قدیم برای توصیف ابزار، جسم یا نیرویی به کار میرفته که توان عبور از تودههای برفی را داشته باشد. از نظر معنایی، این واژه نشاندهنده قدرت، نفوذ و توان عبور از مانعهای سخت طبیعی است. در برخی کاربردها، این ترکیب میتواند به صورت استعاری نیز برای بیان شدت اثرگذاری یا قدرت نفوذ یک عامل به کار رود. استفاده از چنین ترکیباتی در زبان عربی و فارسی قدیم نشاندهنده دقت و تصویرسازی دقیق در توصیف پدیدههای طبیعی است. این اصطلاح در متون امروزی کاربرد رایج ندارد و بیشتر در فرهنگهای لغوی و متون کهن دیده میشود. با این حال، معنای آن به خوبی مفهوم نفوذ در میان برف یا شکافتن آن را منتقل میکند. در مجموع، «ثاقب الثلج» به معنای چیزی است که برف را میشکافد و در آن نفوذ میکند.
ثاقب الثلج
لغت نامه دهخدا
ثاقب الثلج. [ ق ِ بُث ْ ث َ ] ( ع ص مرکب ) رجوع به برف سُنْب شود.