تکان لوجه

لغت نامه دهخدا

تکانلوجه. [ ت ِ ج ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهر ویران است که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 220 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با تکان لوجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر دو گونه توکای آبی به جای پریدن راه می‌روند، و در زمان حرکت، انتهای عقب خود را تکان می‌دهند.

💡 سپس کائو کائو و ژنرال‌هایش یک راهپیمایی پیروزی به سمت پایتخت انجام می‌دهند که دهقانان محلی به سمت آن دست تکان می‌دهند.

💡 و معلول در نتیجهٔ علت به وجود می‌آید؛ مثلاً در جملهٔ «باد وزید و شاخه‌های درخت تکان خورد»

💡 کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان پس تکانی خورده دزدِ خویش را پیدا کنید

💡 استعداد پنهان وی به یک تکان و ضربه نیاز داشت تا خود را آشکار کند.

💡 تا وزد بوی کباب از ران آن آهو تکان پیلهای مست را از سر برون آید خمار

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز