لغت نامه دهخدا
توفر دواعی. [ ت َ وَف ْ ف ُ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اسم مرکب ) نزد شعرا آن است که چیزی راذکر کنند که برای تحصیل آن جمیع اسباب بود. مثال:
بر کشتن من رسیده ای مست
ای کافر ترک تیغ دردست.( کشاف اصطلاحات الفنون ).
توفر دواعی. [ ت َ وَف ْ ف ُ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اسم مرکب ) نزد شعرا آن است که چیزی راذکر کنند که برای تحصیل آن جمیع اسباب بود. مثال:
بر کشتن من رسیده ای مست
ای کافر ترک تیغ دردست.( کشاف اصطلاحات الفنون ).
نزد شعرا آنستکه چیزی را ذکر کنند که برای تحصیل آن جمیع اسباب بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من راضیم به سستی حال خود ار خرد راضی کند دواعی ناموس شاه را
💡 اکنون که حوادث غربت و دواعی هجرت مرا بدین تربت آورد، از لطایف این نعمت مرا نصیبی ده که: