لغت نامه دهخدا
توسه سرا. [ س ِ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاندرمن است که در بخش ماسال شاندرمن شهرستان طوالش واقع است و 197 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
توسه سرا. [ س ِ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاندرمن است که در بخش ماسال شاندرمن شهرستان طوالش واقع است و 197 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دهی از دهستان شاندرمن است که در بخش ماسال شاندرمن شهرستان طوالش واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حكيمى فاضل و طبيبى حاذق بمنزل خليفه بغداد آمد و گفت: براى توسه تحفه آورده امكه جز ملك را نشايد.
💡 شوت پرستى و پرخوردن حكيمى فاضل و طبيبى حاذق بمنزل خليفه بغداد آمد و گفت: براى توسه تحفه آورده امكه جز ملك را نشايد.
💡 IMP یک زبان برنامهنویسی بود که توسه داده شد توسط E. T. Irons در اواخر ۱۹۶۰ و زود تر از ۱۹۷۰.
💡 توسه چاله، روستایی از توابع بخش رحیمآباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.
💡 توسه رود، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رودبار در استان گیلان ایران است.